پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

360

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

قائل نيستند ، گرچه در مورد دين به افراد بالغ كارى ندارند ؛ ولى اگر در خانه‌اى به يك پسر باهوش و وجيه برخورد كنند در پى فرصت هستند تا او را با زور از خانواده‌اش جدا سازند و به سلطان يا ديگران هديه كنند ، زيرا در اين كار ثوابى نهفته مىبينند و تصور مىكنند به اين ترتيب يك نفر را به راه راست هدايت كرده‌اند و خلاصه اين‌كه نسبت به عيسويان نه فقط به علت سوء نيت ، بلكه در اثر جهالت و عدم اطلاع و نداشتن تربيت هزاران هزار ستم روا مىدارند . افراد خانوادهء همسر من ، گرچه از نسطوريان هستند ، ولى اين نام بيشتر به طايفه اطلاق مىشود تا به آيين ، و به هر حال آنان از اولاد آسورىها و كلدانىهاى كاتوليك هستند كه اگر اشتباه نكنم در زمان پاپ جوليوى سوم « 1 » و پاپ گرگوريوى سيزدهم « 2 » مراتب پيروى خود را از آيين كاتوليك به نمايندگان آنها كه از رم اعزام شده بودند اعلام كرده‌اند . البته نسل فعلى شايد اين مسائل را فراموش كرده باشد ، زيرا مدت‌هاست ديگر نماينده‌اى از طرف پاپ به سرزمين آنها اعزام نشده . با وجود اين ، خانوادهء همسر من با ساير نسطوريان و آسورىها نه تنها فرق زيادى دارند ، بلكه آنها را مسيحيان بدى مىدانند ، زيرا آنها نمىگويند مريم مقدس مادر خدا ، بلكه مىگويند مريم مقدس مادر عيسى . بعضى از افراد اين خانواده آنقدر به اين اختلاف خود با ديگران اهميت مىدهند كه مثلا پدر بانو معانى هيچ‌وقت نخواسته است او يا دختر ديگر خود را به يكى از نسطوريان شوهر دهد و به تقاضاهاى متعددى كه در اين باره شده است ، ترتيب اثرى نداده ؛ زيرا بايد گفت در مشرق‌زمين فقط مردان درخواست ازدواج مىكنند و زنان هرگز در اين مورد تقاضايى از مردان نمىكنند . در عوض پدر بانو معانى دختر خود را با كمال ميل به من كه يك نفر رومى بودم داد . منتهى مراسم كامل مذهبى انجام نشد و به بعد موكول گرديد . بعدا وقتى من به تصور اين‌كه آنها از نسطوريان بد هستند برايشان موعظه كردم و اصول دين كاتوليك را شرح دادم ، آن عده‌اى كه با من در اصفهان بودند ، اعم از زن و مرد ، اين مذهب را پذيرفتند و قسم ياد كردند و آن عده نيز كه در بغداد به سر مىبردند ، به من اطلاع دادند كه حاضرند در اولين فرصت چنين كنند و براى هميشه نسبت به آيين كاتوليك وفادار بمانند . پس ملاحظه مىكنيد كه علت دور بودن اين افراد از اصول دين ما فقط و فقط جهل و نادانى بوده است و هنوز هم عدهء زيادى در بغداد و تمام تركيه گرفتار همين وضع هستند .

--> ( 1 ) . Gjulio Terzo ( 2 ) . Gregorio Decimoterzo